بابا مجتبیبابا مجتبی، تا این لحظه: 41 سال و 7 ماه و 24 روز سن داره
مامان زهرامامان زهرا، تا این لحظه: 34 سال و 8 ماه و 10 روز سن داره
زندگی مازندگی ما، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 24 روز سن داره

ارمغانِ بهشت

سما، خونه، دوره تربیت مربی کودک

سلام وبلاگ عزیز سلام دوست قدیمی زخم دهانه رحمم رو دارم درمان میکنم، دکترم گفتن که درمان داره جواب میده ولی کاش زود به زود میتونستم برم، از معاینه بدم میاد ، راستی خونه خریدیمممم البته مادر خریدن برامون! البته منم طلاهامو فروختم و نصف قسط وام مسکن رو میدیم. مادر خیلی تلاش کرد تا بتونه برامون خونه بخره که خیالش از بابت اجاره و جابجایی هرساله ما راحت بشه، البته ما بعد خونه اولمون الان وارد 4 سال شدیم که اینجا نشستیم و کلی دعای خیرمون پشت سر صاحب خونه ست، خونه بزرگی نیست 90 متره با پارکینگ و تراس، ولی خوبه، شکر خدا ما که اردیبهشت اینجا رو تمدید کردیم البته صاحب خونه پول لازم داشت برای همین کرایه رو زیاد کرد، مادر هم گفتن هرجور شده دیگه ...
31 تير 1397

دکتر نام آور جلسه اول

سلام دارم سعی میکنم روی خودم کار کنم، از عید شروع کردم حداقل یک صفحه قرآن میخونم، هر وقت بتونم تا یک جزء یا بیشتر از یک صفحه نمیدونم اینجا گفتم یا نه، از پارسال و یادم نمیاد کدوم ماه دارم میرم خونه دوستم زهرا، تیر پارسال دوتا پسر فسقلی خدا بهش بخشید و خیلی سخته دوتاشونو باهم نگهداره منم نه همیشه ولی در هفته هرچقدر بتونم بهش سر میزنم معمولا صبح ناهارمو درست میکنم و میرم اونجا تا ظهر همسری بیاد دنبالم، خسته میشم اما خیلی روحیه میگیرم، هم زهرا رو دوس دارم و دختر خوبیه و هم حرفیم هم این دوتا خیلی دلمو بردن، از قبل عید هم که درگیر خونه شدم تا بعد تعطیلات که مسافرت بودن و ندیدمشون هم میشینن هم گاهی دست میگیرن یه جا بلند میشن که البته با ه...
20 فروردين 1397
1